عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1394
بازدید : 5207
نویسنده : sonnat2

از ابو عمران روایت است که گفت: عمر (رض) بر راهبی گذشت و در آنجا توقف نمود،

راهب را صدا کردند و به او گفته شد:امیر المومنین امدخ است.

وی بیرون آمد.....................

بقیه  ماجرا را در (ادامه مطلب) مشاهده فرماید.


از ابو عمران روایت است که گفت: عمر (رض) بر راهبی گذشت و در آنجا توقف نمود،

راهب را صدا کردند و به او گفته شد:امیر المومنین امدخ است.

وی بیرون آمد،  انسانی بود که مشکلات ترک دنیا و کوشش هایش در چهره او به

چشم میخورد.هنگامی که حضرت عمر وی را دید گریست، به وی گفته شد:

او نصرانی است ، حضرت عمر(رض)پاسخ داد:این را دانستم ولی من بر وی

رحم نموده و این قول خداوند(جل جلاله)را به یاد آوردم:

عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ ﴿٣ تَصْلَىٰ نَارً‌ا حَامِيَةً ﴿٤

((آنها که پیوسته عمل کرده و خسته شده اند. در اتش سوزان وارد میگردند))

و بر تلاش ها و خستگی های وی رحم نمودم ،که علیرغم همه اینها در آتش می باشد.

 

بیهقی و ابن المنذر و حاکم ، کنز ج 1 ص 175

 


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


با سلام لطفا از گذاشتن نظرات تبلیغاتی و غیر مزتبط با مطلب خوداری فرماید که تایید نخواهند شد

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران