عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394
بازدید : 2552
نویسنده : sonnat2

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت علی رضی الله عنه در  سخنانی که به اتفاق اکثریت

علمای شیعه در مورد عمر بن خطاب است، چنان که

فیض الإسلام و ابن ابی الحدید نقل کرده‌اند، اوصافی

مهم از حضرت عمر رضی الله عنه را بر می‌شمارد 

 

این سخنان که در کتبی معتبر (نهج البلاغه) آمده

و مورد قبول اکثریت اهل سنت و تشیع است و این سخنان

ثابت کننده دوستی و نزدیکی حضرت علی رضی الله عنه

با حضرت عمر  رضی الله عنه می باشد و حل کننده بسیاری

از شبهات و دروغ ها می باشد لطفا برای خواندن این سخنان به(ادامه مطلب)بروید.

 

 


 

حضرت علی رضی الله عنه در  سخنانی که به اتفاق اکثریت

علمای شیعه در مورد عمر بن خطاب است، چنان که

فیض الإسلام و ابن ابی الحدید نقل کرده‌اند، اوصافی

مهم از حضرت عمر رضی الله عنه را بر می‌شمارد 

این سخنان که در کتبی معتبر (نهج البلاغه) آمده

و مورد قبول اکثریت اهل سنت و تشیع است و این سخنان

ثابت کننده دوستی و نزدیکی حضرت علی رضی الله عنه

با حضرت عمر  رضی الله عنه می باشد و حل کننده بسیاری

از شبهات و دروغ ها می باشد

لِلَّهِ بَلاَءُ فُلاَنٍ فَلَقَدْ قَوَّمَ اَلْأَوَدَ وَ دَاوَى اَلْعَمَدَ وَ أَقَامَ اَلسُّنَّةَ وَ خَلَّفَ اَلْفِتْنَةَ ذَهَبَ

نَقِیَّ اَلثَّوْبِ قَلِیلَ اَلْعَیْبِ أَصَابَ خَیْرَهَا وَ سَبَقَ شَرَّهَا أَدَّى إِلَى اَللَّهِ طَاعَتَهُ

وَ اِتَّقَاهُ بِحَقِّهِ رَحَلَ وَ تَرَکَهُمْ فِی طُرُقٍ مُتَشَعِّبَةٍ لاَ یَهْتَدِی بِهَا اَلضَّالُّ

وَ لاَ یَسْتَیْقِنُ اَلْمُهْتَدِی.

خطبه‌ی ۲۲۸ نهج البلاغه

ترجمه

خدا شهرهای فلان (عمر ابن الخطاب) را برکت دهد و نگاه دارد

که (به اعتقاد گروهی) کجی را راست نمود (گمراهان را به راه آورد)

و بیماری را معالجه کرد (مردم شهرهایی را به دین اسلام گرواند) و

سنت را برپا داشت (احکام پیغمبر را اجرا نمود) و تباهکاری

را پشت سر انداخت (در زمان او فتنه‌ای رخ نداد)پاک جامه و کم

عیب از دنیا رفت. نیکویی خلافت را دریافت و از شر آن پیشی گرفت (تا

بود امر خلافت منتظم بوده، اخلالی در آن راه نیافتطاعت خدارا به جا آورده،

از نافرمانی او پرهیز کرده، حقش را ادا نمود (ولیکن) از دنیا رفت

در حالی که مردم را در راه‌های گوناگون انداخت (به طوری که) گمراه

در آن‌ها راه نمی‌یابد و راه یافته بر یقین و باور نمی‌ماند.

 

تفسیر  سخنان امیر المومنین حضرت علی رضی الله عنه

 

 

حضرت علی رضی الله عنه در این سخنان که به اتفاق اکثریت علمای شیعه

در مورد عمر بن خطاب است، چنان که فیض الإسلام و ابن ابی الحدید

نقل کرده‌اند، اوصافی مهم از حضرت عمر رضی الله عنه را بر می‌شمارد

که به شرح زیر است:

 

1- کجی‌هارا راست نمود و گمراهان را به راه حق بازگرداند.

 

 

2- بیماری کفر و بی‌دینی را معالجه نمود و سبب گردید که بسیاری از ملت‌ها

از جمله ایران، روم، مصرو . . .  به آغوش اسلام داخل شوند.

 

 

3- سنت پیامبر صلى الله علیه وسلم را برپا داشت و با عملکرد خویش سعی

وافری برای زنده نمودن سنت آن‌ حضرت صلى الله علیه وسلم نمود که

تا تاریخ نمونه‌ی آن را کم‌تر دیده است.

 

 

4- تباه‌کاری ها را پشت سرانداخت و با شخصیت شیطان گریز و

شیطان‌ستیزش توانست که فتنه‌ها را در نطفه خفه نماید و

نگذارد که فتنه و فسادی دامن‌گیر مسلمانان شود.

 

 

5-پاک جامه و کم عیب از دنیا رفت. یعنی: در عملکردش چنان پاک

بود که کم‌ترین ایراد را می‌توان بر او ایراد نمود؛ اگر چه ممکن است

که اشتباهاتی داشته باشد. عمر رضی الله به اتفاق همه‌ی مسلمانان از

جمله علی رضی الله عنه معصوم نبود، بلکه به اقتضای طبیعت انسانی ممکن

است که اشتباهاتی را مرتکب شده باشد؛ ولی هیچ گاه عمر رضی الله عنه

کسی نبوده است که با وجود آگاه شدن بر اشتباه خودش، بر آن پافشاری

نماید و این درجه‌ی اعلای کمال انسانی و افتخاری برای ایشان است که در

برابر حق همیشه سر تعظیم را فرود آورده، اگر چه آن کسی

که اشتباهش را یادآوری کرده، پیرزنی باشد.

 

 

6- خلافت را چنان اداره نمود که کم‌ترین خللی در آن به وجود نیامد

و این شایستگی ایشان را برای مقام خلافت ثابت می‌کند.

 

 

7- در طول عمرش تمام تلاشش این بود که از خداوند متعال اطاعت نموده

است و همیشه از نافرمانی خدا گریزان بوده و باید در یک کلمه گفت که حق الله تعالى

را چنان که شایسته است، ادا نموده است.

 

 

8- شخصیت عمر رضی الله عنه چنان عالی بود که با

وجود ایشان همه به راهی که راست و درست بود، رهنمون

می‌شدند و کم‌تر کسی دچار انحراف می‌شد؛ اما با وفات ایشان مردم

دچار تردید شده و متفرق گشتند و کسی نمی‌توانست که راه راست را از

راه کج تشخیص دهد. نه گمراه به راه راست هدایت شد و نه آن کسی

که راه را می‌دانست به کار خود معتقد بود.

 

 

منبع:سنت انلاین

 

 

 


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
زهرا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند. اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.

به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند. پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت : قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد

اما باز آنها گفتند : پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد. ضمناً تمام حضار درجلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. آنان شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید . علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید . همه قبول کردند . سپس علامه امینی فرمود : قال رسول الله (صلوات الله علیه ) : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند .

سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید :

آیا فاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت ... ؟

اگر می شناخت ، امام زمان فاطمه ( سلام الله علیها ) چه کسی بود ؟

تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی یکی جلسه را ترک کردند





ادامه در كامنت بعدي

[Comment_Avator]
زهرا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :

و با خود می گفتند اگر بگوییم نمیشناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه ( سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده ؟ در حالی که بخاری ( از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته : ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه ( سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی ار ابوبکر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.
پاسخ:لازم به اینقدر داستان سرایی نبود فقط حدیث رو مینوشتید جواب را میدادم /البته من سعی میکنم از پاسخ به سوالاتی که ممکنه حتی خیلی کوچک به وحدت ضربه بزند خوداری کنم اما این سوال شما را سعی میکنم گونه ای جواب دهم که باعث اخلاف نشود زیرا امروزه بیش از هر زمانی به وحدت نیازمندیم //و اما حدیث/بله این حدیث صحیح است و اهل سنت نیز قبول دارند اما اینکه امام زمان حضرت فاطمه رضی الله عنهما که بوده پاسخ کمی گیج کننده است //بذارید همین سوالو من از شما بپرسم امام زمان حضرت فاطمه که بود؟؟؟حضرت علی حتما میگید درسته؟؟؟پس چرا در کتب معتبر سشما است که حضرت فاطمه از حضرت علی پیروی نمیکرد و حتی کارایی میکرد بر خلاف حرف حضرت علی اینو جواب بده////////البته دوست ندارم  چنین مواردی رو بیان کنم  و اختلاف هم بین زن و شوهر عادیه اما اگه زیاد اصرار دارید حضرت علی امام زمانش بوده  پس بگید چرا مثلا در کتاب بحار النوار شما هس حضرت زهرا به  حرف  و کار حضرت علی عمل نکرد//


[Comment_Avator]
امیر در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام میشه بپرسم کجای کتابهای شیعه وسنی گفته حضرت فاطمه الزهرا (ع) از امام زمانش پیروی نمیکرد .لازم بذکر وهابیت هم از این جور حرفها زیاد میزنه ولی نمیدونم چرا هرسال بازم شکاف کعبه رو مجبور میشه دوباره ازنو پر کنه
پاسخ:و علیکم سلام /جالبه بدونید این بار در کتب شیعه این هست نه وهابیت /////در کتاب بحار النوار چنین امده که(((در قضیه فدک، حضرت فاطمه از حضرت علی خشمگین می شود و عالم طراز اول شیعی یعنی جناب مجلسی روایت آنرا نقل کرده است که حضرت فاطمه به حضرت علی می گوید : پسر ابوطالب تا کی مانند جنین دست به زانو نشسته ای؟ . . . آن روز زبون شدی که از مرتبه بالا به دون شدی؟ دیروز شیران را درهم شکستی چرا امروز در به روی خود بستی؟ . . . ( بحار الانوار ج ۴۳ ص ۱۴۸ ))))))خوب لطفا پاسخ ما را دهید که چرا حضرت زهرا از شوهرش پیروی نکرد و بلکه حتی او را تحقیر میکند که چرا دست به زانو نشسته ای /این چه جور پیروی کردن از امام زمان است؟؟؟؟؟؟ و باز هم حتی در کتب شما است در جریانات دیگر حضرت زهرا از حضرت علی خشمگین شده و شکایتش را نزد پیامبر برده//////////////ببین برادر من ما میگیم اینا یه دعوای معمولی زن و شوهری بوده و ان ها هم مانند ما بشر بودند و اینکه بعضی وقتا باهم اختلافی کنن یا از هم ناراحت شن عادیه اما شما که دنیال تفرقه افکنی و به هم زدن وحدت شیعه و اهل سنتی پس بفرما و این حدیث را که در((کتب خود شماست)))برای ما توضیح ده

[Comment_Avator]
فقط حیدر امیرالمومنین است در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
لولا علی لهلک عمر



خلیفه عمر:اگر "علی" نبود عمر "هلاک" میشد!!!!



لولاعلي در منابع شيعه



كافي ، كليني ، ج 7 ، ص 424، تهذيب الاحكام ، شيخ طوسي ، ج 6 ، ص 606، ج 10 ، ص50، من لايحضره الفقيه ، شيخ صدوق ، ج 4 ، ص 36 ،‌ اختصاص ، شيخ مفيد ، ص 111 و 149 مناقب آل ابي طالب ، ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 311 ، المسترشد ، طبري شيعي ، ص 548 و 583 ، شرح الاخبار ، قاضي نعمان ، ج 2 ، ص 319 ، مدينه المعاجز ، علامه بحراني ، ج 2 ، ص 460 و ج 5 ، ص 71، الشافي في الامامة ، سيد مرتضي ، ج 1 ، ص 203، ج 3 ، ص 130 ، منهاج الكرامة ، علامه حلي ، ص 18، الطرائف ، سيد ابن طاووس ، ص 255 و 516.

لولاعلي در منابع اهل سنت :



تاويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه ، ص 152، مواقف ، ايجي ، ج 3 ، ص 627 و 636، شرح مقاصد ، تفتازاني ، ج 2 ، ص 294 ، التفسير الكبير ، فخررازي ، ج 21 ، ص 22،شرح نهج البلاغه ، ابن ابي الحديد ‌، ج 1 ، ص 18و ج 12 ، ص 179، تمهيد الاوائل ، باقلاني ، ص 476 ، مناقب علي ابن ابيطالب ، ابن مردويه اصفهاني ، ص 88، ينابيع المودة ، قندوزي حنفي ، ج 1 ، ص 216و ج 2 ، ص 172و ج 3 ، ص 147 ، تاويل مختلف الحديث ، ابن قتيبه، ج 1 ، ص 162، تمهيد الاوائل في تلخيص الدلائل ، باقلاني ، ج 1 ، ص 476 و 547 ، الحاوي الکبير ، ماوردي شافعي ، ج 12 ، ص 115 و ج 13 ، ص 213 ، تفسير سمعاني ، ج 5 ، ص 154 ، المفصل في صنعه الاعراب ، زمخشري ، ج 1 ، ص 432 ، العواصم من القواصم ، ابوبکر بن عربي ، ج 1 ، ص 203 ، حاشيه الرملي ، رملي ، ج 4 ص 39 ، الجد الحثيث ، سعودي غزي عامري ، ج 1 ، ص 186، بريقه محموديه ، محمد بن محمد خادمي ، ج 2 ص 108، منع الجليل ، محمد عليش ، ج 9 ، ص 648، دستور العلماء ، قاضي عبدالنبي نکري، ج 1 ، ص 80.
پاسخ:و اولا طبق برسی های که شده این حدیث ضعیف می باشد و دوما در صوت صحیح بودن مطلب هم این به نفع ما اهل سنته زیرا این هم دلی و با هم بودن و کمک به هم کردن صحابه به خصوص حضرت علی و حضرت عمر را نشان میدهد

[Comment_Avator]
محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
باسلام خدمت برادران و خواهران مسلمان،از اینکه میبینم وبلاگتون داره برای وحدت اسلامی تبلیغ میکنه خیلی خوشحالم و از شما تشکر میکنم،در حقیقت تفرقه بین شیعه و سنی معنایی ندارد و ما همه مسلمانیم و همه از اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله)پیروی میکنیم.

با تشکر
پاسخ:و علیکم سلام بله حق با شما می باشد

[Comment_Avator]
مینا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
من خودم عاشق این بزرگوارانم ودر برابر بزرگانم مودبم و احترام میذارن کارمن از کار دو خلیفه ی شما که ایشونو ناراحت کردن بدتر نیست ولی این تناقض چیه میگی انسانهای عادی بودن همه انسانهای عادین به انسانهای عادی حضرت نمیگن درصورتی که از نظر من انسانهای عادی نبودن ومخالف شوهرش نبوده ودعوا نکردن شاید گله کرده باشه یا نظر زنان دیگه درباره ی ازدواجشو به رسول خدا(ص) گفته باشه ولی مخالف ودعوا باهم نداشتن اگه این بزرگان که الگو هستن به قول شما دعوا میکردن دیگه تکلیف بقیه مشخصه
پاسخ:سند ارایه دادم

[Comment_Avator]
مینا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
حضرت علی(ع) بخاطر اسلام نظر میداد نه بخاطر همدلیش با اونا بعدش چرا سند ضعیفه اون حدیثی هم که نوشتی که چرا دست به زانو شده ای بیشتر شبیه دردو دلو وفلان غاصب بودن و نارضایتی از خلفارو نشون میده بعدشم امام فاطمه فقط حضرت علی(ع) بود وبس و فاطمه از همسر و امامش پیروی میکردواز دست علی خشمگین نمیشد اگه خشمگین هم میشد لحظه ای بود که بعد پیغمبر فضیلت حضرت علی (ع) رو میگفت ولی نارضایتی از ابوبکر وعمر همیشگیه
پاسخ:حضرت فاطمه نه فاطمه یکم احترام به خرج بده یکم مودب باش مثلا اونا بزرگ های اسلام بودن چطور اینجوری حضرت فاطمه رو میتونی خطاب کنی ها؟؟؟؟ درضم اونا انسان های عادی بودند و زن و شوهر دعوا شون عادیه و به قول ما ایرانی ها دعوا نمک زندگی

[Comment_Avator]
مینا در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
حضرت علی(ع) بخاطر اسلام نظر میداد نه بخاطر همدلیش با اونا بعدش چرا سند ضعیفه اون حدیثی هم که نوشتی که چرا دست به زانو شده ای بیشتر شبیه دردو دلو وفلان غاصب بودن و نارضایتی از خلفارو نشون میده بعدشم امام فاطمه فقط حضرت علی(ع) بود وبس و فاطمه از همسر و امامش پیروی میکردواز دست علی خشمگین نمیشد اگه خشمگین هم میشد لحظه ای بود که بعد پیغمبر فضیلت حضرت علی (ع) رو میگفت ولی نارضایتی از ابوبکر وعمر همیشگیه


با سلام لطفا از گذاشتن نظرات تبلیغاتی و غیر مزتبط با مطلب خوداری فرماید که تایید نخواهند شد

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران