عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 21 آبان 1394
بازدید : 2852
نویسنده : sonnat2

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه  ملحدین  از هر راه و روشی استفاده میکنند

تا اسلام را زیر سوال ببرند و یا  مسلمانان را  به جان هم بیندازند 

و متاسفانه  مردم ساده ما هم با شنیدن  چند شبهه یا چند خبر 

گاهی از روی غیرت گاهی هم از روی احساسات (و چون ساده اند)

با شنیدن شبهات یا به اسلام پشت میکنند یا اسلام نزدشان کم ارزش 

می شود و یا هم که  با اختلاف اندازی دشمنان اسلام با هم درگیر می شوند

امروز تصمیم گرفتم به  برسی یکی از شبهات ملحدین و کافران بپردازیم

شاید شما هم وقتی بشنوید  ارث زن چون نصف مرده پس بهش ظلم شده

باور کنید و همچین فکری کنید  و امیدوارم پس از خواندن این مطلب

نظرتان  برگردد و  قانع شوید 

لطفا برای خواندن مطلب به(ادامه مطلب) بروید.


امروزه  ملحدین  از هر راه و روشی استفاده میکنند

تا اسلام را زیر سوال ببرند و یا  مسلمانان را  به جان هم بیندازند 

و متاسفانه  مردم ساده ما هم با شنیدن  چند شبهه یا چند خبر 

گاهی از روی غیرت گاهی هم از روی احساسات (و چون ساده اند)

با شنیدن شبهات یا به اسلام پشت میکنند یا اسلام نزدشان کم ارزش 

می شود و یا هم که  با اختلاف اندازی دشمنان اسلام با هم درگیر می شوند

امروز تصمیم گرفتم به  برسی یکی از شبهات ملحدین و کافران بپردازیم

شاید شما هم وقتی بشنوید  ارث زن چون نصف مرده پس بهش ظلم شده

باور کنید و همچین فکری کنید  و امیدوارم پس از خواندن این مطلب

نظرتان  برگردد و  قانع شوید 

 

می‌گویند قرآن در تقسیم ارث، سهم مردان را دو برابر زنان قرار داده

و به این ترتیب بی‌عدالتی و جفای بزرگی در حق نیمی از بشریت

روا داشته است و شاید همین نیمه نگریستن، موجب تحقیر زن از چشم

مرد در جوامع اسلامی شده است. نظریه فوق، که معمولاً از جانب بسیاری از

بانوان عنوان می‌شود، به نظر می‌رسد برای بسیاری از مردم مطرح باشد.

آنچه مسلّم است، هیچ جزئی از اجزاء یک نظام اجتماعی، فرهنگی و

چدینی را بدون توجه به کل سیستم و سایر اجزاء آن، نمی‌توان مورد

ارزیابی قرار داد. ارث نیز یکی از احکام نظام حقوقی اسلام است که

در کنار سایر حقوق و در ارتباط با تکالیفی که این حقوق به وجود می‌آورند،

مطرح می‌باشد. بدیهی است که حقوق و تکالیف همواره بر اساس

نیازهای طبیعی و ضرورت زندگی تعریف می‌شوند

و الزاماً شکل یکسان و مساوی ندارند.

به عنوان مثال، شما ممکن است برای یکی از فرزندان خود، که فرضاً

در مرحله دانشگاه قرار دارد، چندین برابر فرزند کوچکترتان، که ممکن

است نزد شما عزیز‌تر هم باشد، خرج کنید و هزینه‌های به مراتب

زیادتری برای ادامه تحصیلات و رفت و آمد او اختصاص دهید. طبیعی است

که مقدار پول تو جیبی که والدین به فرزندان خود می‌دهند، با

اینکه همه را یکسان دوست دارند، معمولاً یکسان نبوده و تابعی

از نیازهای آنان به شمار می‌رود. در خانواده خدائی، زن مسئولیتی

در تأمین مخارج زندگی ندارد و صد در صد هزینه‌های او مادام‌العمر به

عهده مرد است. تا آنجا که برای کاری هم که در خانه انجام می‌دهد،

حتی شیر دادن فرزند خود! حق مطالبه مزد دارد!

 

علاوه بر آن، مرد موظف است هنگام ازدواج «مهریه» ‌ای را که

محصول کار و تلاش سالیان قبل از ازدواج است، سخاوتمندانه تقدیم

همسر خود نماید. و اصولاً مسئله «مهریه» به عنوان تضمین ازدواج،

بیمه جدائی احتمالی و یا هر عنوانی که روی آن بگذارید، از ارکان ازدواج

در نظام حقوقی اسلام به شمار می‌رود. اصولاً هدیه دادن و

خرج کردن برای همسر از وظائف و فضیلت‌های مردان سخاوتمند

شمرده می‌شود. آیا در چنین سیستمی، که همه مخارج به عهده مرد

است و زن در صورت کسب درآمد می‌تواند همه آن را ذخیره یا

سرمایه‌گذاری شخصی نماید، عادلانه است که سهم ارث آنان مساوی باشد؟

به علاوه، مگر غیر از این است که سهم مردان باز هم صرف هزینه زندگی

زن و فرزندان خود می‌شود و به گونه‌ای دیگر باز هم به آنان بر می‌گردد،

در این صورت چه جای گله‌ می‌ماند؟

 

حال اگر برخی مردان تکالیفی را که خداوند به عهده آنان گذاشته

انجام نداده و حقوق زنان را پایمال می‌کنند، چه ربطی به دین

خدا دارد؟ و این تخطی از وظیفه‌ دو طرفه است. پس همواره لازم است

حساب دینداران را از دین جدا کرد.

در جوامع غربی، نه مهریه‌ای همچون جوامع اسلامی وجود دارد، نه

تفکیک کار در خانه و بیرون به رسمیت شناخته می‌شود. زنان نیز از صبح

تا شام در خارج خانه باید کار کنند تا بتوانند اقساط خانه و اتومبیل و… را بپردازند.

طبیعی است در چنین نظامی، نیمه بودن ارث غیرعادلانه است و عدالت

را در واقعیت همین نوع زندگی، هر چند غیرطبیعی و ظالمانه نسبت به زن،

باید جستجو کرد و چه بسا سهم او، که هم وظیفه اداره خانه و تولید

و تربیت فرزند را به عهده دارد و هم مجبور به کار در خارج خانه است،

شایسته باشد دو برابر گردد!… آیا مردان غربی قبول دارند!…

 

پس چرا به جای اعتراض به آن‌ها، به نظام حقوقی اسلام اعتراض

می‌شود که مردان را خدمتگزار امور مادی زنان قرار داده و از بانوان

تنها تمکین در امور زناشوئی (رعایت عفت و اختصاص داشتن به شوهر)

را طلب کرده‌است؟

 

یادداشت: این مطلب از وبسایت islahweb.org گرفته شده است.


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
و در ضمن خوب مزد رسالت حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را دادید.با تهمت شرک و کفر به اولادش.لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى
پاسخ:آیت الله های شیعه و بزرگان شیعه میایند و میگویند فلان کار در عزاداری بدعت است و میگویند خدا خواندن علی بدعت است انها هم پس همانند من تهمت میزنند نه؟؟؟درضم به اوالدش؟؟؟؟ چه زمانی حضرت حسین مانند شما برای جدش عزاداری کرد؟؟؟کی حضرت علی برای رسول الله ص عزاداری کرد ؟؟؟ لطفا تهمت نزنید

[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
باز در ادامه بگویم که ادامه آیات در جواب بنده نیست.و اصلا مربوط به بحث بنده نیست.

بنده هم درست میدانم که در عزاداری ها ی بعضی برادران شیعه بدعت است.درست همانند شما که بدعت هایی دارید در این بحث نیست. و شما بنده را اشتباه گرفتید و مشی ما مشی رهبریست.

بار دیگر میگویم این ها جواب من نیست.آیه هایی که شما آوردید و تفسیر به رای کردید هیچ یک جواب نیست.

خوب نیست آیات را سبخان الله به بازیچه بگیریم.خوب نیست که به کسی تهمت کفر شرک زنیم.

بنده هم میتوانم بسیار تند تر از شما به شما تهمت بزنم ولی شایسته شیعه نیست.

در مورد روافض هم بگویم که درست است ما روافض دوزخ را رد کرده ایم درست برعکس نواصب
پاسخ:این شماید که ایات را با قطع و برید به بازیچه میگیرید و آیه ای که توسط ایه قبل و بعدش موضوش مشخص میشه شما میایید و ان را به نفع خود تفسیر میکنید در حالی که ربطی به حرف شما ندارد همون آیه را اوردید مثلا بگید جواز عزاداری از قران دارید اما در ترجمه همون ایه از مکارم دیدید اخر ایه چه امده و حرفتان را رد کرد

[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
در ادامه باید به محضرتان برسانم الله را خوش نمی آید که مرا مشرک و حتی کافر بنامید.این حرف شما تهمت و توهین بسیار بزرگی است به بنده و ان شاء الله باشد جزاءکم عند الله . مگر ن شما و بزرگانتان را به شرک و کفر متهم کردم.من فقط گفتم سنت عمری و بکری.خب شما هم به من بگو سنت علوی و جعفری.به من بر نمیخورد.منظور من از سنت بکری و عمری روایات اهل سنت است.سنت به قول خودتان شیخین است.این را هم بگویم در دنیای مجازی احساسات خوب منتقل نمیشود.
پاسخ:من متهم به کفر نکردم بلکه متهم به شرک و کفر گویی کردم که در بعضی عزاداری ها شنیده میشود و خودتان هم اعتراف کردید در بعضی عزاداری ها بدعت وارد شده ///مثلا خدا خواندن حضرت علی شرک است اسم مداح رو نمیارم تا ایجاد تفرقه نشه اما همون مداح که به حضرت علی لقب خدایی داده بود و هم اکنون هم از بزرگترین مداحان کشور است توسط علمای شیعه تکفیر شد و گفتند مسلمان نیست و غیره

[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله علی ما هدانا

اما بعد

قبل از جواب مقدمه ای واجب الذکر است و آن این است که من مخالف وحدت نیستم و قصد تفرقه بین مسلمین را ندارم.من با اهل سنت عزیزان شافعی و... بغیر از وهابیت کاری ندارم.

هر چند وهابیت حتی سنت بکری و عمری و عثمان را نیز قبول ندارند.

از جواب شما کاملا مشخص است که قصد شما محضة عزای سید الشهداء حسین بن علی ابن ابیطالب علیه السلام است.

و در ضمن سنت بکری و عمری مگر فحش است که اینچنین شما رو ناراحت میکند.

پس سنت شیخین یعنی چه؟؟؟






پاسخ:سنت شیخین یعنی سنت خود رسول الله ما از ابوبکر یا عمر یا از عثمان یا از علی سنت را نمیگیریم و کار های انها برای ما حجت نیست زطیرا انها هم انسان بودند و ممکن الخطا ما فقط سنت را از رسول الله میگیریم ///که از طریق صحابه به عنوان حدیث نقل شده اند

[Comment_Avator]
علی فرج زاده در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :

سلام این خیلی خوبه که بخش پاسخ به شبهات دارید .
ببخشید من یه سوال برام پیش اومده با توجه به این پست پس چرا اهل سنت در عزای ابا عبدالله شرکت می کنن؟؟
پاسخ:و علیکم سلام/این مسءله که چرا ان اهل سنت ترکمن در عزای عاشورا شرکت کردند توسط علمای ما پاسخ داده شد و پاسخ این است///عزای مرده همان سه روز است و بیش از ان جایز نیست ////و اهل سنت نه تنها برای حضرت حسین بلکه برای هیچ یک از بزرگان اسلام نوحه خوانی و سینه زنی نمیکنند و برایشان سالگرد نمیگیرند //ولی متاسفانه این روز ها عده ای میخواهند به زور به مردم بگن اره اهل سنتم عزاداری مانند ما دارند اما خیر ما هرگز عزاداری برای هیچ کسی نداریم و این بار و بار توسط علمای بزرگ ما رد شده و ان افرادیم که میان در عزاداری شرکت میکنند به خودشان ربط دارد به قول شیخ ضیایی افراد میتوانند سنی نباشند اما اگر گفتند ما اهل سنت هستیم بدانند نمیشود به دین چیزی اضافه کرد و عزاداری در دین ما(اهل سنت)نیست برای اینکه موضوع برایتان مشخص شود پیشنهاد میکنم این سخرانی شیخ ضیایی را گوش دهید تا موضوع روشن گردد که اعتقاد اهل سنت چیست


http://www.aparat.com/v/fHAQk


[Comment_Avator]
محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام

ما اگر برای امام حسین عزاداری میکنیم، به خاطر مرده امام حسین نیست، نمیدونم چرا سعی دارید بگید شیعیان برای مرده عزاداری میکنند. ما برای زنده نگه داشتن راه و روش امام حسین، برای زنده نگه داشتن یاد امام حسین، برای زنده نگه داشتن مظلومیت امام حسین و اینکه همه مردم جهان در تمام زمان ها بدانند همچین واقعه بزرگ و دردناکی اتفاق افتاده و راه و روش اما حسین به تمام جهانیان منتقل شود.

و همانطور که میبینید الان در بسیاری از نقاط جهان برای امام حسین عزاداری میکنند و همین عزاداری هاست که باعث شده هنوز بعد از 1400 سال مردم فراموش نکنند که امام حسین برای چه قیام کرد.

در عجبم که چرا عده ای مخصوصا در سال های اخیر تلاش میکنند با این هربه شیعه را متهم کنند، چرا یکبار از خود نمی پرسید چرا ما برای عزیزترین افراد زندگی مثلا پدر و مادرمان عزاداری نمکنیم؟ هدف ما از عزاداری زنده نگاه داشن شخصیت افراد بزرگ است نه عزاداری برای مرده آن ها
پاسخ:الان بحث و گفتگو ما در این مورده؟؟؟؟چرا از این شاخه به ان شاخه می پرید ؟؟؟چرا سر یک موضوع نمی مانید تا اخر؟؟؟؟عزاداری برای امام حسین چه ربطی به بحث ما داره اخه؟؟؟

[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بسم الله الرحمن الرحیم


مثله اینکه شما متوجه نیستید


یا متوجه اید و بحث را به انحراف میکشانید.


کسی که مولا امیر المؤمنین علیه الصلاة و السلام را خدا میداند کافر است.گمراه است.چنین شخصی شیعه نیست و دینش فاسد است.اصلا بحث بنده روی این نیست.


درست همانند اینها در مذهب شما نیز وجود دارد.غلات در دو مذهب نیز هستند.


یکی غلو میکند برای امیر المؤمنین


علی علیه السلام


و دیگری برای عمر بن خطاب
پاسخ:بله اما فرق ما با شما اینه ما انها را ترد میکنیم اما شما به انها میدان میدهید

[Comment_Avator]
سعید در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :

سلام علیکم
آيا در روايات اهل سنت، پاداشي براي گريه در عزاي اهل بيت عليهم السلام بيان شده است؟



آيا بر اساس منابع شيعه و اهل سنت پيامبر صلي الله عليه وآله براي امام حسين عليه السلام روضه خواني كرده اند؟



پاسخ:و علیکم سلام /بار ها وبار ها گفته ایم اینجا جایی برای تبلیغات نیست//شما روایات را بیاورید ما هم برسی سندی میکنیم و پاسخ می دهیم ان شا الله

[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :

بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم
این حرف که در اسلام عزاداری برای هیچ کس وجود ندارد حرف کاملا باطلی است
در آیه 84 سوره یوسف:
یا أسفی على یوسف وابیضّتْ عیناه من الحزن فهوکظیم"
پاسخ شما آمده است.قرآن این را رد نکرده و حتی در روایات نیز رد نشده.البته بنده از سنت بکری و عمری اطلاعی ندارم.و ایضا در مورد عزای امام حسین دلیلی نحو آیه
"لا یحبّ الله الجهر بالسوء مِن "القول إلاّ مَن ظُلِم
پاسخ:عزاداری داریم تا عزاداری ///همون ایه قران که دادی رو بخون +چند ایه بعدیشو تا ببینی چطور حرف تورو رد میکنه قرآن /// وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ ﴿۸۴﴾ مکارم: و از آنها روي برگرداند و گفت وا اسفا بر يوسف!، و چشمان او از اندوه سفيد شد اما او خشم خود را فرو ميبرد (و هرگز كفران نمي‏كرد). ///همون ایه ای که خودت دادی هست میبینی میگه حضرت یعقوب با اندوهی که داشت اما غمش را خورد و کفران نمیکرد و ترجمه اش از مکارم است /////درضم ما هم عزاداری میکنیم برای عزیزانمان اما کفر نمیگویم خود زنی نمیکنیم و ....///عزاداری شما خلط شده با کفر و شرک و بسیاری از علمای بزرگ شیعه حتی گفته اند بدعت های بسیاری در عزاداری وارد امده و الحمد الله که شیعان دارند اگاه میشوند اما شما روافض که دنبال اختلاف انداختن بین اهل سنت و تشیع هستید با کار و حرف هایتان دارید وحدت رو برهم میزنید مثلا همین کله (سنت بکری و عمری) یعنی چه؟؟؟؟قصدتون بد کردن شیعه است اما شیعه هرگز چنین نمیگوید  


درباره  ایه دوم هم که اوردی باز چند ایه جلو تر جوابتو داده


 


 



إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا ﴿۱۴۹﴾


كسانى كه به خدا و پيامبرانش كفر مى‏ورزند و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبران او جدايى اندازند و مى‏گويند ما به بعضى ايمان داريم و بعضى را انكار مى‏كنيم و مى‏خواهند ميان اين [دو] راهى براى خود اختيار كنند (۱۵۰)



إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿۱۵۰﴾


آنان در حقيقت كافرند و ما براى كافران عذابى خفت‏آور آماده كرده‏ايم (۱۵۱)



أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﴿۱۵۱﴾


و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده و ميان هيچ كدام از آنان فرق نمى‏گذارند به زودى [خدا] پاداش آنان را عطا مى‏كند و خدا آمرزنده مهربان است (۱۵۲)



وَالَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿۱۵۲﴾


[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بحث باشما بی فائدست

هر جواب منطقی که بدیم یک پاسخ مملؤ از مغالطه میبینیم.

به اینها کار ندارم.

ولی توصیه میکنم که همدست نشو با منکرین خون فاطمه ی زهراء که

قال رسول الله : الفاطمة بضعة منی
پاسخ:قافیه که به تنگ آید شاعر به جفنگ اید ///برادر الان هم داری بحث شهادت حضرت فاطمه رو راه میندازی که چی؟؟؟؟ خوب میدونی نظر اهل سنت و جماعت در این خصوص چیه ولی باز این بحث رو داری شروع میکنی برای اینکه من نظر اهل سنت رو بگم و تو هم نظر روافض رو تا بین ما و براداران شیعه اختلاف بیندازی ولی کور خوندید وحدت ما محکم تر از این حرف هاست و این بحث های کذایی مانند شهادت حضرت فاطمه زهرا برای اختلاف اندازی بی فایدس

[Comment_Avator]
میر محمد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بسم الله الرحمن الرحیم

شما انقدر ذلیلد که جز با کشاندن مسئله وحدت نمیتوانید خود را نجات دهید.

چون میدانی من وحدت را قبول دارم سعی میکنی مرا ضد وحدت نشان دهی تا از خود دفاع کنم

چکار کنی که شیر ناصبی خوردی

دیگه حرفی ندارم.چون تو شعور نداری

تا الآن هم زیاد نظر گذاشتم.خوشبحالت شد.

خدا تو رو با ابو جهل محشور کنه ان شاء الله

خخخ

وهابی کثیف


پاسخ:نظرتو تاید کردم تا مردم خودشون بینند کی مخالف وحدته و کی موافق ///بازم میگم با این کار ها نمیتونی وحدت ما رو خراب کنی ای رافضی///شما هم با ابولولو مجوسی محشور شوی ان شا الله//ابوجهل و وهابی خواندن من بهانه مردم خوب میدون تو دنبال اختلاف افکنی هستی اما زهی خیال باطل

[Comment_Avator]
پایدار در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام علیکم دوست عزیز . ببین برادر گلم یکی از مشکلاتی که شما دارید اینه که فکر میکنید هر کس مرد دیگه تموم شد این دیگه مرده نه خیر این شخص هنوز زنده ست مگر در این دنیا بودن فقط ملاک است خیر ویک چیز دیگر اهل سنت هم همانند شیعیان اعتقاد به انسان کامل دارند اینو به من بگو کسی که گوش و چشم و… او صفات خدایی گرفته ایا بعد از وفاتش اینا از بین میره ؟؟ ایا مگر روایت ندارید که رسول الله صل الله علیه واله ‌سلم بعد از جنگ ها با . شمنان خود سخن نمی گفتند و نزدیکان حضرت میفرمودند ایا با مرده سخن میگویی حضرت فرمود اینا بهتر از شما میشنوند امام حسین السلام الله علیها که مقامشون بسیار بالاست واین یک توهمی بیش نیست که انها را مرده بپنداریم بلکه انها زنده و نزد خداوندشان روزی میگیرند
پاسخ:سلام/خوب دارید به عقاید اهل سنت می تازید///کسی که مرد یادش در دلمان زنده اسا اما با خونی کردن خود و خود زنی اجر و ثوابی نصیب ما نمیشود ///درباره روایت /بیاورید تا برسی کنیم ان شا الله/درضم این که به عقاید اهل سنت و باور ما میگوید توهم اصلا جالب نیست//اخرین بار باشد لطفا با تشکر اگر می خواهید کامنت بگذارید ادب را رعایت کنید

[Comment_Avator]
فاروق در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
سلام برادر عزیزم

میخواستم به این شبهه شیعیان راجع به شجره نامه حضرت عمر پاسخ دهید با سند صحیح

می گویند حضرت عمر مادرش خواهرش و عمه اش هم حساب میشده و اینکه مادر حضرت عمر صحاک با نفیل ازدواج کرده و خطاب بدنیا آمده و خطاب با مادرش مقاربت کرده و ... میخواستم رفع شبهه کرده باشید.واقعا ذهنم درگیر است.


پاسخ:و علیکم سلام برادر/این شبهه شیعان نیست شبهه روافض است برای تفرقه اندازی بین شیعیان و ما دوست عزیز این حرف هیچ سند صحیحی نداره و حرفی که فقط زده میشود برای تفرقه اندازی ///شجره نامه حضرت عمر رضی الله عنه عمررضی الله عنه فرزند خطاب فرزند نفیل فرزند عبدالعزی فرزند ریاح بن عبدالله بن فرط بن رزاح بن عدی بن کعب بن لؤی بن غالب قرشی عدویاست و نسبش در کعب بن لؤی با نسب رسول خدا صلی الله علیه وسلم یکی می‌شود. “محض الصواب فی فضائل امیر المؤمنین عمربن الخطاب” (۱/۱۳۱)‏./////////

پدر عمر، خطاب بن نفیل؛ و مادرش حنتمه دختر هاشم بن مغیره بود. و گفته شده: دختر هاشم، خواهر ابوجهل بود. البته بیشتر مورخین بر این باورند که او، دختر هاشم، دختر عموی ابوجهل بن هشام بوده است. پدر بزرگ عمر رضی الله عنه یعنی نفیل بن عبدالعزی، یکی از بزرگان قریش بود که برای حل مشاجرات خود به او مراجعه می‌کردند.” نسب قریش از زبیری، ص۳۴۷‏”.

[Comment_Avator]
فاروق در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
این چه جوابیه

به هر شیعه میگم میخنده

میگه خاک بر سر تو و اون علماتون

ازکتب خودمون سند دادن برادر

چی بگم
پاسخ:سند رو بنویس برام//درضم من عالم نیستم فقط یه وب کوچیک درس کردم همین//سند رو بنویس برسی کنم گرچه مطمنم همچین چیزی صحیحی وجود نداره


با سلام لطفا از گذاشتن نظرات تبلیغاتی و غیر مزتبط با مطلب خوداری فرماید که تایید نخواهند شد

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران