بسم الله الرحمن الرحیم
اعمش از ابراهیم روایت کرد که از عبدالله(بن مسعود)
شنیدم که می گفت:مردی از اهل کتاب نزد پیامبر ص آمد
و گفت :ای ابوالقاسم!خداوند آسمانها را به یک انگشت
و درختان را به یک انگشت و آفریدگان را به یک انگشت
می گیرد.سپس میگوید:منم پادشاه ،منم پادشاه.
پیامبر ص خندید تا آن که همه دندانهایش نمایان شد
سپس......................
براب خواندن ادامه حدیث لطفا به (ادامه مطلب)بروید.

اعمش از ابراهیم روایت کرد که از عبدالله(بن مسعود)
شنیدم که می گفت:مردی از اهل کتاب نزد پیامبر ص آمد
و گفت :ای ابوالقاسم!خداوند آسمانها را به یک انگشت
و درختان را به یک انگشت و آفریدگان را به یک انگشت
می گیرد.سپس میگوید:منم پادشاه ،منم پادشاه.
پیامبر ص خندید تا آن که همه دندانهایش نمایان شد
سپس(این آیه را)خواند:خدا را آنچنان که باید به بزرگی
نشناخته اند.