عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 01 مرداد 1394
بازدید : 4350
نویسنده : sonnat2

بسم الله الرحمن الرحیم

اعمش از ابراهیم روایت کرد که از عبدالله(بن مسعود)

شنیدم که می گفت:مردی از اهل کتاب نزد پیامبر ص آمد

و گفت :ای ابوالقاسم!خداوند آسمانها را به یک انگشت

و درختان را به یک انگشت و آفریدگان را به یک انگشت

می گیرد.سپس میگوید:منم پادشاه ،منم پادشاه.

پیامبر ص خندید تا آن که همه دندانهایش نمایان شد

سپس......................

براب خواندن ادامه  حدیث لطفا به (ادامه مطلب)بروید.


اعمش از ابراهیم روایت کرد که از عبدالله(بن مسعود)

شنیدم که می گفت:مردی از اهل کتاب نزد پیامبر ص آمد

و گفت :ای ابوالقاسم!خداوند آسمانها را به یک انگشت

و درختان را به یک انگشت و آفریدگان را به یک انگشت

می گیرد.سپس میگوید:منم پادشاه ،منم پادشاه.

پیامبر ص خندید تا آن که همه دندانهایش نمایان شد

سپس(این آیه را)خواند:خدا را آنچنان که باید به بزرگی

نشناخته اند.


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


با سلام لطفا از گذاشتن نظرات تبلیغاتی و غیر مزتبط با مطلب خوداری فرماید که تایید نخواهند شد

RSS

Powered By
loxblog.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا