عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 01 مرداد 1394
بازدید : 4343
نویسنده : sonnat2

بسم الله الرحمن الرحیم

اعمش از ابراهیم روایت کرد که از عبدالله(بن مسعود)

شنیدم که می گفت:مردی از اهل کتاب نزد پیامبر ص آمد

و گفت :ای ابوالقاسم!خداوند آسمانها را به یک انگشت

و درختان را به یک انگشت و آفریدگان را به یک انگشت

می گیرد.سپس میگوید:منم پادشاه ،منم پادشاه.

پیامبر ص خندید تا آن که همه دندانهایش نمایان شد

سپس......................

براب خواندن ادامه  حدیث لطفا به (ادامه مطلب)بروید.


اعمش از ابراهیم روایت کرد که از عبدالله(بن مسعود)

شنیدم که می گفت:مردی از اهل کتاب نزد پیامبر ص آمد

و گفت :ای ابوالقاسم!خداوند آسمانها را به یک انگشت

و درختان را به یک انگشت و آفریدگان را به یک انگشت

می گیرد.سپس میگوید:منم پادشاه ،منم پادشاه.

پیامبر ص خندید تا آن که همه دندانهایش نمایان شد

سپس(این آیه را)خواند:خدا را آنچنان که باید به بزرگی

نشناخته اند.


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


با سلام لطفا از گذاشتن نظرات تبلیغاتی و غیر مزتبط با مطلب خوداری فرماید که تایید نخواهند شد

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران